الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
567
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( 736 . ) « ابن عباس » به امام ( ع ) پيشنهاد كرد ، معاويه را بر كار خود باقى بگذارد ، سپس بعد از آرام شدن اوضاع وى را عزل نمايد از جمله مطالبى كه امام ( ع ) به ابن عباس فرمود اين بود كه : وظيفه تو اين است كه مسائل را با من در ميان بگذارى و من فكر كنم اگر نتوانستم نظر تو را بپذيرم ، تو بايد مطيع و فرمانبردار باشى ابن عباس گفت اين كار را خواهم كرد ، البته مسلم است كه شما نبايد از من اطاعت كنيد ، بلكه من بايد از امامم اطاعت نمايم . اين مطلب را « طبرى طبرى - تاريخ - ج 6 ص 3089 در حوادث سال 35 » در تاريخش ج 6 ص 3089 در حوادث سال 35 و « مسعودى » در « مروج الذهب مسعودى - مروج الذهب - ج 2 ص 365 » ج 2 ص 365 آوردهاند . « عبده عبده - شرح نهج البلاغه - » بر اين سخن اضافه نموده كه ابن عباس به امام ( ع ) پيشنهاد كرد ، حكم فرماندارى « بصره » را براى « طلحه » و ولايت كوفه را براى « زبير » بنويسد و معاويه را در شام باقى گذارد تا دلها آرام و كار بيعت تمام شود ، و خلافت مستحكم گردد ( سپس آنها را كنار زند ) امام عليه السلام فرمود : « لا افسد دينى به دنيا غيرى و لك ان تشير ! . . . » ( 737 . ) اين سخن به صورت مبسوط و مفصل تر از آنچه سيد رضى نقل كرده در كتاب « صفين - صفين - ص 531 » ص 531 آمده است و نيز « طبرى » در تاريخ طبرى - تاريخ - ج 6 ص 3348 در حوادث سال 37 خودش ج 6 ص 3348 در حوادث سال 37 آن را نقل كرده . از سخن امام ( ع ) بر مىآيد كه براى شهيد ، نبايد گريه كرد زيرا از يك طرف دشمن خوشحال مىشود و شماتت مىكند و از طرف ديگر ناسپاسى نسبت به نعمت بزرگى است كه خدا نصيب آنها كرده است !